سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

475

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قطعي نزد حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] نبود ، بلكه شايد نزد حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] آن اجماع ظنّى باشد ، لهذا مخالفت آن نمود ، واجماع ظنّى را مخالفت مىتوان كرد ، مثل اجماع سكوتى ، ونيز بقاى أهل اجماع بر قول خود نزد اكثرى از اصوليين شرط است در حجيت أو ، چون حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] نيز از أهل آن اجماع بود ، واجتهاد أو متغير شد ، آن اجماع در حق أو حجت نماند . ( 1 ) انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه مخالفت اجماع سكوتى واجماع ظنّى جايز است ، پس از ثبوت اجماع سكوتى بر فعل عمر حقيت فعل أو لازم نيايد . ونيز از عبارت ظاهر است كه در حجيت اجماع بقاى أهل اجماع بر قول خود شرط است ، پس اگر به فرض محال ثابت شود كه - معاذ الله - جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وديگران به تصريح صريح هم تصويب فعل عمر كردند ، پس چون قول آن حضرت كه ولى الله در " قرة العينين " نقل كرده ، وهمچنين اشعار حسّان بن ثابت دليل تغير اجتهاد است ، بر اين تقدير باز هم تمسك به تصريح سابق نتوان نمود . اما آنچه گفته : يا اگر از عمر تلقين شاهد واقع مىشد ، بر وى گرفت ( 2 ) نمىكردند ؟ !

--> 1 . [ الف ] 472 / 776 . [ تحفه اثناعشريه : 229 ] . 2 . گرفت : اعتراض ، نقد ، ايراد . [ رجوع شود به لغت نامه دهخدا ] .